زندگی دانشجوهای شریف فقط توی کلاس و کتابخونه خلاصه نمیشه. یه روز عادی رو نگاه کن: صبح تا عصر سروکله زدن با پروژه و تمرین، ولی به محض اینکه کلاسها تموم بشه، ماجرا عوض میشه. یه گروه سریع قرار میذارن برن سینما آزادی، یکی دیگه میگه: «بچهها بریم انقلاب کتاب ببینیم بعدش کافه!» و نصف جمعیت راهی مترو میشن. یه گروه سالن جباری رو رزرو کردن برای یه فوتبال حیثیتی! گروه دیگه هم مستقیم میرن کانون موسیقی سراغ گیتار و پیانو یا سنتور و تنبکشون.
اما وقتی وارد خوابگاه میشی، کاملاً مطمئن میشی که زندگی شریفیها فقط لپتاپ و جزوه نیست. یه اتاق هست که دو نفر توش دارن بحث سنگین سیاسی-فلسفی میکنن. توی اتاق دیگه یکی وسط بازی آنلاین، نتش قطع شده و داره با صدای بلند از کلمات ناموزون استفاده میکنه و چند قدم اونطرفتر، پنج تا آشپز سر این بحث میکنن که ماکارونی باید با گوشت درست بشه یا سویا؛ ولی آخرش همه با خنده دور قابلمهای جمع میشن که نصفش سوخته و نصف دیگش تهدیگ طلایی شده!
این همه گوناگونی و تنوع، یعنی زندگی دانشجویی در شریف فقط با نمره و پروژه تعریف نمیشه. اینجا رفاقت، موسیقی، ورزش، خنده و حتی ماکارونی سوخته هم بخشی از تجربهایه که به اندازه درس و پروژه، شریفیها رو میسازه.